مدرسه ,امسال ,ميشه ,تابستانسلام اين روزا ديگه روزاي آخر شهريوره و تابستان داره تمام ميشه دلم براي تابستان تنگ ميشه دوستش دارم اما تابستان امسال هم متاسفانه زياد سفر نرفتيم فقط روز عيد فطر رفتيم قم و چند هفته بعد هم با يكي از دوستان آقاي همسر رفتيم ياسوج اخه وضعيت من جوري نيست كه بتونم راحت سفر برم و امسال از شمال چشم پوشيديم دلم هواي مشهد كرده اما هنوز نتونستيم و امام رضا نطلبيده ان شاءالله بتونم تا پايان امسال حتما برم.امسال يه پاييز پر از دلهره و شادي را شروع مي كنم شادي از ورود محيا جانم به كلاس اول و بزرگ شدنش و دلهره از شرايطش و توانش براي مدرسه رفتن و همراهيش در مدرسه.از ته دلم و با تمام وجودم  دعا مي كنم و از خدا مي خواهم كه محياي منو همراهي كنه و اونو تنها نذاره صبح هعا كه ميام اداره ميرم بالاي سرش آيت الكرسي ميخونم و ميام.و اونو به خدا مي سپارم مي دونم كه خدا هواي بچمو داره واي كه چقدر روپوش مدرسه بهش مياد ان شاءالله جشن شكوفه ها ازش عكس مي گيرم و مي ذارم تو وبلاگ .دخترم دسته گل ميشه به خدا.كفشش هم ست فرمش آبي خريده ولي كيفش را از ذوق زياد كه نتونست صبر كنه بنفش برداشت.وسايلش را مرتب كرده و گذاشته توي اتاقش ديشب يك ساعتي معطل خانم بوديم كه اتاقش را تميز كنه.اينقد هم وسواس داره در تميز كردن و دقتش در چيدن وسايل كه گاهي روي اعصابه.ولي قربونش برم كلي ذوق داره و من بيشتر از اون با هم هر روز روزا را مي شماريم كه جند تا بخابه مدرسه ها شروع ميشه.مادرش به فداش ....عزيز دله....

منبع اصلی مطلب : وروجک و مامان
برچسب ها : مدرسه ,امسال ,ميشه ,تابستان
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : شروع پاييز